حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

218

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

بكذاشت ، و بقم ظلم و جور و نيكو نوحه‌كردن بكذاشت ، و برى غدر و مكر و خديعه ، و آنك مردان آن كم از زن باشند ، و اختيار ايشان بدست زنان باشد ، و ماذكى « 1 » بر ايشان غالب باشد ، و بهمدان بهتان « 2 » و دروغ‌گفتن ، و سبكى اظهاركردن . [ در ذكر نمك قم ] و ديكر : از وصف بيوراسف كه عجم درو غلو كرده‌اند آنست كه ، عجم مىكويند كه افريدون بيوراسف را در ريسمانى بست ، او ريسمانرا بكشيد و با ريسمان بكريخت ، افريدون در پى او برفت ، او را يافت بموضعى كه امروز برابر قم است ، و معدن نمك است ، در آنجا به قضا حاجت نشسته بود ، و غآئط « 3 » او نمك شده ، و معدن نمك كشته ، و نمك قم و حوالىء آن از آنجاست . برقى كويد كه : نمك قم پاكيزه‌ترين و خوبترين نمكها است ، زيرا كه آن آبى است كه در آن حالت كه فسرده « 4 » مىشود صافى است ، و هيچ خاك با آن آميخته نشده است ، و ديكر نمكهاىء ، خاك با آن آميخته شده . و نمك قم در تابستان فسرده مىشود . و ديكر آنك : هيچ كس آن را منع نمىتواند كرد در تصرّف آن ، و خراج بر آن نمىتوان نهادن ، و هر كاه كه منع كنند ، يا خراج بر آن نهند ، آن آب منقطع شود و نابديد كردد ، و هيچ اثر نمك آنجا نماند ، و اين معنى هم اندر ايام جاهليّت ، و هم اندر ايّام اسلام تجربه كرده‌اند و آزموده . و اين نمك همه اوقات مباح « 5 » بوده است ، و هر كس كه خواسته است برداشته است ، و تصرف كرده ، و اين كوه نمك « 6 » معروف است و مشهور است ، و الى

--> ( 1 ) . ظاهرا مقصود صفات زنانگى است . ( 2 ) . نسبت به دروغ به كسى دادن . ( 3 ) . مدفوع . ( 4 ) . فسرده : منجمد گرديده و بسته شده ، ( لغت‌نامه دهخدا : ماده فسرده ) . ( 5 ) . مباح‌بودن و اباحه : آزادبودن و اختيارداشتن . ( 6 ) . در ( كتابچه طوائف و ايلات دار الايمان قم ) نوشته شده به سالهاى 1295 - 1296 ( دوره